الملا فتح الله الكاشاني
451
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
واسعة او است * ( فَمَنْ يَنْصُرُنِي ) * پس كيست كه يارى كند و بازدارد مرا * ( مِنَ اللَّه ) * از عذاب خدا * ( إِنْ عَصَيْتُه ) * اگر نافرمانى كنم او را در تبليغ رسالت و منع از اشراك * ( فَما تَزِيدُونَنِي ) * پس شما نمى افزائيد مرا * ( غَيْرَ تَخْسِيرٍ ) * جز نسبت دادن زيانكارى به من بابطال و تضييع شما آنچه حقتعالى به من داده از نبوت و استتباع شما مرا بر دين و ملت پدران خود يا گفتار شما كه أ تنهانا ان نعبد است تا آخر زياده نميگرداند مرا نسبت دادن من زيانكارى را بشما و يا اگر تابع شما شوم و اجابت اقوال شما كنم بمنزله كسى باشم كه خسران را انا فانا زياده گرداند و يا تقليد آباء و اقتدا بايشان نيست مگر زيان كار گردانيدن آن شما را آوردهاند كه قوم ثمود بعد از جدال بسيار طلب معجزه كردند چنانچه در سوره اعراف سمة ترقيم يافت و بدعاى وى از سنك ناقه بر وفق مطلوب ايشان بيرون آمد و صالح بر ايشان حجت گرفت و در باب ناقه نصيحت آغاز كرد و گفت * ( وَيا قَوْمِ ) * اى گروه من * ( هذِه ناقَةُ اللَّه ) * اين ناقه ايست كه خداى به محض قدرت خود خلق فرموده * ( لَكُمْ ) * براى عبرت شما از آن * ( آيَةً ) * در حالتى كه نشانه ايست بر كمال قدرت او عامل حال معنى اشاره است و لكم حالست از آية و به جهت تنكير مقدم شده * ( فَذَرُوها ) * پس بگذاريد او را * ( تَأْكُلْ ) * تا بخورد يعنى بچرد و آب آشامد * ( فِي أَرْضِ اللَّه ) * در زمين خدا يعنى روزى او بر شما نيست و نفع او مر شما راست * ( وَلا تَمَسُّوها بِسُوءٍ ) * و مرسانيد بوى بدى و آزارى كه اگر ببدى قصد آن كنيد * ( فَيَأْخُذَكُمْ ) * پس فرا گيرد شما را * ( عَذابٌ قَرِيبٌ ) * عذابى نزديك يعنى متعاقب آزار او معذب گرديد و مهلت نيابيد مگر زمانى اندك كه آن سه روز باشد پس ناقه با ولد روزى جميع آب ايشان را ميآشاميدى و همان مقدار شير بايشان مىدادى و روزى براى ايشان مىگذاشت و گرد چشمه نمىگشت چنان چه در سورة الاعراف گذشت ايشان در دفع وى كوشيدند * ( فَعَقَرُوها ) * پس پى كردند آن ناقه را و تفصيل عقر آن در سورة القمر بيايد انشاء اللَّه تعالى و بعد از عقر ناقه بچه او بر بالاى كوهى بر آمده سه بانك كرد و صالح در آن وقت در ميان قوم نبود چون بيامد و حال را به او تقرير كردند * ( فَقالَ ) * پس گفت * ( تَمَتَّعُوا ) * شما بزائيد و برخوريد از حيات * ( فِي دارِكُمْ ) * در سراهاى خود * ( ثَلاثَةَ أَيَّامٍ ) * سه روز كه چهارشنبه و پنج شنبه و جمعه است و روز شنبه بشما عذاب فرود آيد * ( ذلِكَ وَعْدٌ ) * اين وعده ايست * ( غَيْرُ مَكْذُوبٍ ) * نه دروغ اصل كلام